|
تغییر برای برابری در اصفهان
|
||
|
این وبلاگ متعلق به گروهی ازفعالان کمپین یک میلیون امضا در اصفهان است |
جیون جردن
حتی امشب که نیازم دارم به پیاده روی بروم
ومغزم راازاین شعر پاک کنم شعری راجع به اینکه چرا من نمی توانم
بدون عوض کردن لباسهایم،حا لت بدنم ،هویت جنسی ام،سنم،مقامم به عنوان یک زن، تنها در بعد از ظهر
در خیابان /تنها نه اینکه در یک نقطه باشم نقطه ای که انچه را که می خواهم
نمی توانم با جسم خود انجام دهم چون من جنس اشتباهم سن اشتباه پوست اشتباه
و فرض کن اینجا در شهر نبودم اما پایین روی ساحل/یا دور درمیان جنگلها
و من می خواستم خودم به انجا بروم و به خدا فکر کنم
به بچه هایا به جهان و همه اینها را ستاره ها و سکوت فاش کرده اند
من نمی توانستم بروم و فکر کنم نمی توانستم انجا تنها بمانم
زمانیکه نیاز داشتم تنها باشم چون من نمی توانستم انچه را که می خواهم با جسمم انجام دهم
و چه کسی در جهنمی مانند این همه چیز را نظم می بخشد
در فرانسه می گویند اگر مردی تجاوز کند وبعد انزال نکند
پس او به من تجاوز نکرده است
و اگر بعدها او را زخمی کردند و صدایش در نیامدو از ابتدا حرامزاده ای باشد
حتی اگر مغزش را با یک چکش خرد کنندو او و رفیقهایش به من تجاوز کنند
در ان زمان من خشنودم و تجاوزی در کار نیست چون عاقبت خانواده من می فهمند
که انها کاملاً به من تجاوز کرده اند چون من اشتباهی بودم
و من به اشتباه بودم در تضاد با کسی که باید باشم
جایی که من اشتباه بودم به جرم بودن کسی که من هستم
که این دقیقاً مانند افریقای جنوبی است
تجاوز به نامیبیا تجاوز به انگولا
وان به این معنی است
منظورم این است چطور می دانی که اگر پریتوریا انزال کند
در سرزمین تاریکی چه مدرکی شبیه مدرک انزال مایع سفید که همانند چکمه ساق بلند غول اسایی است خواهد شد
واگر بعدنامیبیا و بعد انگولا وزیمباوه و تازه اگر همه خویشاوندانم و زنان مقاوت کنند
حتی خود را از روستاها قربانی کنند و اگر ما شکست بخوریم
با این وصف مردان بزرگ چه می خواهند بگویند
ایا انها خواستار رضایت من خواهند بود
ایا با من همراهی میکنی:ما مردم اشتباهی هستیم با پوستی اشتباه و بر روی قاره ای اشتباه
و در جهنم چه چیزی هست که همه منطقی می شوند
نزدیک و مطابق تاریخی در این هفته که به سال 1966باز می گردد
زمانی که سی.آ.ای راجع به کسانی که دردسرساز بودند تصمیم گرفت
و دردسر مردی بود که انکروما نام داشت
بنابرابن انها او را کشتند و قبل از ان پاتریک لومامبا و قبل تر پدرم بود در حیاط پیچک وار مدرسه ام
پدرم از رفتن به کافه هراس داشت چون می گفت که اشتباهی است
سن اشتباه،پوست اشتباه و هویت جنسی اشتباه
و در ان زمان او داشت شهریه مرا پرداخت می کرد
و این پدرم بود که می گفت من باید پسر می شدم،پوست من باید روشنتر می شد
و من نباید پسر دیوانه ای می شدم اما در عوض باید یک پسر می شدم
و از طرف دیگر مادرم بود که می خواست بینی ام جراحی زیبایی و دندانهایم روکش شود
ومی گفت بگذار کتابهایت گم شوند یا به عبارت دیگر بگذار گم شوند
من مشکلات سی.آی.ای و افریقا را خیلی خوب می دانم
و مشکلات شرکت سهام اکساسون ودر کل امریکای سفید
مشکلات معلم ها، واعظین، اف.بی.آی ،کارگران اجتماع ومادروپدر نکته بینم، همه را خیلی خوب می دانم
من همه مشکلات را می دانم چون همه مشکلات به طرف من سرازیرمی شوند
من تاریخ سرزنشم
من تاریخ طرد شدنم به خاطر انچه که هستم
من تاریخ تهدیدم تاریخ تهدید به حبس خودم
من تاریخ تجاوز بی حد و حصر سپاه دشمنم
هرچند من می خواهم با فکر و جسمم عمل کنم
و روحم
خواه راجع به قدم زدن های شبانه یا عشقی باشد که من احساسش می کنم
و یاحرمت و تقدس بکارت ومرزهای ملی ام
وخواه حرمت رهبروتقدس جزء و کل ارزوهایم باشد
من خصوصیات ، علائق و دل تنها و غریبم را می شناسم
من سرزنش شده ام
چون من اشتباه بودم جنس اشتباه سن اشتباه پوست بینی و موی اشتباه
نیاز اشتباه رویا و جغرافیای اشتباه
خیاط اشتباه
من معنا و مفهوم سرزنشم
من برای کسانی که می خواهند به زور محو شوم دردسرم
تجاوز با مدرک یا بدون مدرک و تنها به خاطر اندامی بودن
این رضایت نیست و من راضی نیستم
خطاب به مادر،پدر،معلم هایم،اف.بی.آی،افریقای جنوبی و بدفورد استوی
خطاب به خیابان پارک،خطوط هواپیمایی امریکا و هاردون
خطاب به بیکاران در هر گوشه ای و خزندگان موذی در هوا
من اشتباه نیستم ،اشتباه نام من نیست
نام من متعلق به من است،متعلق به من متعلق به من
و من نمی توانم بگویم چه کسی چنین جهنمی را برپا داشته است
ولی از حالا می توانم از پایداریم به شما بگویم
از بی تکلفی روزانه و شبانه ام
که ازادی
ممکن است لذت بخش و به بهای از دست دادن زندگیت تمام شود.
ترجمه این شعر را به فعالان حقوق زنان اصفهان تقدیم می کنم.
فرزانه (حمیده)اکبری
زنان فعال دراصفهان - تکذیب خبر از خبرگزاری ایرنا
سه شنبه۱۲خرداد تعدادی از فعالان همگرایی زنان در اصفهان در پی دعوت ستاد شهروند آزاد این شهر ، کارگاه کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان را برگزار نمودند.
این درحالیست که خبرگزاری ایرنا این خبر را به گونه ای دیگر منتشر کرده است و از برگزار کنندگان این کارگاه تحت عنوان «کارگروه همگرایی زنان ستاد کروبی» نام برده ، درحالی که فعالان همگرایی زنان در اصفهان صرفا به دعوت آن ستاد اقدام به برگزاری این کارگاه نموده و هرگونه ارتباط و همکاری درجهت حمایت از یک کاندیدا را بشدت تکذیب و رد نمودند .
بدیهی ست که درپایان کارگاه برخی فعالان کمپین یک میلیون امضا دراصفهان نیز که از شرکت کنندگان این کارگاه بوده و در همگرایی زنان نیز فعال می باشند به جمع آوری امضا ء از سایر شرکت کنندگان پرداخته و بروشورهای همگرایی رانیز که درآن به مطالبات زنان از رئیس جمهور آینده پرداخته شده است توزیع کردند .
درحاليكه با نزديك تر شدن به انتخابات رقابت ميان كانديدا ها بيشتر شده است فعالان همگرايي زنان دراصفهان بی آنکه از هیچ یک از این کاندیداها حمایت کنند ، همچنان پايدار درطرح درخواستهايشان كارگاههايي در زمينه كنوانسيون رفع هرگونه تبعيض عليه زنان برگزار کرده وزنان را با مفاد اين كنوانسيون آشنا مي سازند .
ديروز 12 خرداد ماه دومین كارگاه كنوانسيون رفع تبعيض عليه زنان دراصفهان توسط سه تن از فعالين همگرايي درستاد شهروند آزاد با حضور 13 نفر برگزار گرديد. دراين كارگاه شركت كنندگان به شيوه نو با ضرورتهاي تغيير نگاه موجود به مسائل زنان وقوانين تبعيض آميز و لزوم پيوستن كشورشان به كنوانسيون جهاني رفع هرگونه تبعيض عليه زنان آشنا شدند.
این کارگاه پیش از این نیز توسط نمایندگانی از همگرایی زنان دراصفهان تشکیل شده بود.
تخطئه گروههای فعال کمپین به كدامين بهانه؟ حفظ اصول روشن يا انحصارطلبي؟
سرآغاز پرسش
ای کاش خانم اردلان عزیز بجای «شفاف کردن رابطه کمپین با ائتلاف »که به نظرشان بسیار ضروری تر از بیان نظرات ونقد شان درباره این ائتلاف بوده ، به همان نقد وبیان نظراتشان از ائتلاف و همگرایی می پرداختند . چراکه «ضرورت شفاف کردن رابطه کمپین با ائتلاف » اورا درمقام وموقعیت ویژه ای قرار میدهد تحت عنوان « نمایندگی» . مقام وموقعیتی که بخصوص بروزش از سوی دیگران ، بشدت مورد انتقاد ایشان است . حال که کمپین متولی ندارد چگونه است که ایشان متولی گرایانه میخواهد رابطه کمپین باائتلاف را روشن سازد . رابطه ای که روشن است . اگر ایشان به عنوان یک عضو(؟!) نظر شخصی شان رامطرح نمودند ، چه جای نگرانی که شخص دیگری این رابطه را به گونه ای دیگر بیان کند؟؟ کمپین که رهبر ندارد ، متولی ندارد ، نمایندگی ندارد . کمپین شامل اعضا و اهداف است وخودش از فرط روشنی اصول واهداف وموقعیتش نسبت به دیگر جریانات ، اصلا نیاز به تفسیر و تعبیر ندارد. فرق تفسیر و تعبیر خانم اردلان درجایگاه یک عضو نه یک رهبر یا « نماینده » ، با خانم منصوره شجاعی یا فلانی و فلانی از دیگر فعالان کمپین که اتفاقا خیلی هاشان همانطور که خانم اردلان از حضور خود درمیان 54 نفر نام می برد ، آنها نیز جزئشان بوده اند چیست ؟ چرا وقتی خانم شجاعی می گوید رابطه کمپین با ائتلاف این گونه است مورد نقد است ولی وقتی خانم اردلان می گوید و اتفاقا تعین میکند که کمپین این است وآن نیست ، به نظر عین کمپین است ؟ فرق این آدمها را چه کسی می تواند درارتباط با کمپین تعیین کند ؟ آیا آیات نوشته شده توسط آن پنج و چهار نفررا تنها عده ای از آنها می توانند تفسیر کنند و اتفاقا بقیه تفاسیر به تفسیر آنها سنجیده و محک می شود؟ تعدادی از این افراد دیدگاهی غیر از خانم اردلان از رابطه کمپین با این ائتلاف دارند . چنانکه خانم اردلان دیدگاه ویژه خود را دارند . این اختلاف مشهود است وقطعا بی اشکال . آنچه مبهم می نماید ادبیاتی است که خانم اردلان دربیان ضرورت شفاف کردن رابطه کمپین با ائتلاف بکار گرفته است که بیشتر نمایانگر موقعیت اوست نسبت به کمپین ، کمپینی که به اصرارخودش وهمه مارهبرندارد ، نمایندگی ندارد ، سازمان نیست و... .
دوستان گرامی، غرض از بیان این موارد به چالش کشیدن چیزهایی ست که گاها از سوی ما منکری ، معروف است و اتفاقا ،خودمان دچارش هستیم. دراین یاداشت قصد ندارم اساعه ادب به شخصیت گرامی خانم اردلان کرده باشم که این همه گفتگویی ست درباب آنچه ایشان درمقاله شان ذکر کرده اند و تنها دریچه ایست که سوالات ذهن مرا نمایان خواهد ساخت، تنها به عنوان یک کنشگر کمپین و درعین حال عضو همگرایی زنان .
کمپین دارای محوری معلوم ، اما پرازتعاریف جانبی نامعلوم وبشدت مورد اختلاف
كمپين به عنوان يك جريان نوپا درعرصه عمل اجتماعي ، هرگز تعريف مشخصي ازنقش وجايگاه گروهها درپروسه عمل خود نداشته است . همه تلاش فعالان دراین زمینه ، درمحدوده تهران با بحثهای داغ برسر شكل گيري كميته ها، وسعت يافتن آنها ، نگراني از سازماني شدن عمل و ... با مشكلات زیادی مواجه وهرگز نتوانست تعريف قابل تعميمي از خود براي سايرفعالان درشهرها و حتي كشورها بدهد اگر چه تشکیل گروههایی تحت عنوان کمیته ها به نظر مي آمد درپيشبرد هدف نقش اساسي دارد. این ، درکنارفقدان تعریف روشن از کنشگران و فعالان به عنوان حاملان کمپین و نه فقط امضا کنندگان بیانیه ومیزان تاثیر آنها برروند کمپین وبرنامه ریزی برای چگونگی تداوم وگسترش آن ، منجر به سر درگمی های بسیاری شده است .
همين باعث شد كه هرگز الگوي مشخص و ثابتي از عملکرد افراد و گروهها و نقش و جایگاه و حوزه عملشان در شهرهای دیگرارائه نشود . ازطرفي تجربه شكل گيري كميته ، مشکلات ، کاستی ها و چگونگی ساختاری که مدعی افقی عمل کردن بود، هرگز توسط دوستان كمپيني تهران نوشته نشد (احتمالا به دلايل امنيتي ) تا راهگشای گروههای دیگر مثلا درشهرها باشد به همين دليل مصائب و مشكلات آن نيز درهزارتو هاي اختلافات فكري و شخصي و گروهي باقي ماند بطوریکه تا هنوز، از دور بسته خود بيرون نيامده است . شايد تنها نمود بيروني بحث های پيرامون اين امر مهم مقاله هایی درزمینه هسته هاي خود بنياد بوده است . بحثي كه نهايتا منجر به اختلافات و جدائيهاي بيشماري شد و از آن به بعد حتی بردن اسم هسته نیز می توانست فرد یا گروه را از عنوان کمپینی ساقط کند .
تعداد مقالات جدی دراين زمينه ، تحت جوی که پیش آمده بود ، هرگز از تعدادانگشتان يك دست فراتر نرفت و ما كنشگران شهرها تحت تاثیرسانتراليسم حاكم بركمپين ، درحاليكه تنها اندكي ديرتر به گردونه عمل هاي جمعي دركمپين پيوسته بوديم ، وقتی بي صبرانه منتظر دريافت تجارب دوستان مركز بوديم، با ماحصل آنچه رخ داد، مواجه شديم : اختلاف نظر تا حد دودستگي و تعميم همه آنچه درتهران اتفاق افتاده بود، به كل كمپين .
فعالان کمپین شهرها ، پویا درجستن راه
بسیار ی از ما درشهرها ، خود دست بکاریافتن راههای عمل جمعی شدیم . اذعان می کینم که درطول مسیر با ابهامات ومشکلات بسیاری روبرو بودیم ، چه از سوی دوستان وچه از سوی دشمنان و این همه درروابط میان حاملان کمپین یک شهرو نقشهایشان و اختلاف سلائقشان اتفاق می افتاد. درشرایطی که همه چیز درحال تغییر بود ، تعدادی از ما که اشتیاق بیشتری برای تداوم عمل داشتیم وایجاد «تغییر»، بیشترین دغدغه مان بود، با ایجاد شبکه ارتباطی نسبتا خوبی( که حاصل ارتباط گیری چهره به چهره بود)موفق شدیم حوزه عمل را با گرفتن امضا و داوطلب گیری گسترش دهیم. افراد زیادی تنها بیانیه را امضا میکردند و افرادی دیگر خواهان عملی بیش ازاین بودند . برخی تشنه دانستن در مسائل زنان بودند و برخی دیگر تنها با حضوردر میان جمع از احساس بیهودگی نجات می یافتند . نمی خواهم شرح تلاشهای خود و دوستانم را برای خوانندگان بدهم که میدانم هریک انبانی پر از تجارب مشابه دارند . مقصودم بیان مختصری از ساختار غیر پیچیده ایست که افراد به اتکای هم برای دوام حرکت و ازهمه مهمتر تداوم هدفشان که همانا تغییر قوانین تبعیض آمیز است گرد هم جمع شدند. با ذکراین نکته مهم که ساختار شکل گرفته ما براساس ضرورتهای فرهنگی ، اجتماعی و فکری و درکنار همه اینها فشارهای امنیتی شهر خودمان بود ه و آنگونه كه بسياري ازدوستان تصور مي كنند پيچيده و سازماني و داري هرم و راس و... نيست جمعي هستيم كه تنها كار جمعي ميكينم و ورودي ها و همچنين خروجيهايمان، باز است . نقش کمپین دراین میان ارئه اهداف مشترک ، شیوه های بدیع و توافق عمیق بر« لزوم تغییر برای برابری » بود . بدون شک ساختاراین جمع گرد آمده شبیه به ساختارکمیته ای یا کارگروهی و یا هراسم دیگری که برای ساختار گروههای فعال درون جریان کمپین بگذارید نبوده و نیست ، گرچه بی شباهت هم نبوده است . نقش ما گاهی همچون سوپاپهایی برا ی تنفس «خواست کمپین» یعنی تغییر قوانین تبعیض آمیزدرفضای بسته شهر ، در میان مردم بود. جمع ما به اتکای احساسات و حضور و پشتیبانی گروهی ، با تند بادهایی چون دستگیری فعالان درتهران از هم نمی پاشید واین خاصیت« گروه » بود که آنرا آموختیم . از سوی دیگر حضور اعضای گروه درمیان مردم وتداوم عمل، نوعی نترسی و باور به استواری راه بود ، هم برای ما و هم برای مردم ؛خیلی از امضا کنندگان بیاینه از ما نیرو می گرفتند وما نیز از هدفمندی و حضورهم . به این ترتیب نهالمان رستن گرفت .
اصل مهم در تمام این قضیه ، این است که با تمام افت و خیزها، کمپین، با ما و بی ما درشهری همچون اصفهان جاری بودو سلیقه و تشخیص و ضرورت ادراک شده توسط ما براین قرار گرفت که تحت عنوان زنان فعال برای ایجاد تغییر برای برابری دراصفهان ، نقش آفرین باشیم. چرا که این کمپین نیست که گروه است، این ما بودیم که گروهی موثر درکمپین بودیم گروهی که آنرا به همه جا سرایت میداد .
حصار
ما هرگز خود را کمپین اصفهان ندانسته واعتقاد داشتیم تنها حاملان آن وجمعی هستیم که به تغییر قوانین تبعیض آمیز معتقد است ودر همین راستا برای این کمپین بزرگ تلاش میکنیم. با وجودیکه جمع ما حول اهداف کمپین وحاصل توافق برسر پیشبردن این اهداف درشهر اصفهان بوداما زیر ساز این توافق ناشی از توافقی وسیعتردرزمینه تغییر برای برابری بود. به همبن دلیل نام وبلاگ خودرا « تغییر برای برابری دراصفهان » نهادیم .
از نظر ما هدف بسیار وسیعتر ازده خواسته ای که کمپین برایش براه افتاده، بود . از طرفی اعتقاد ما به شیوه کمپین به عنوان یکی از بهترین و موثرترین شیوه ها، هرگزرد شیوه های دیگر را به دنبال نداشت و به زودی دریافتیم که هدف( تغییر برای برابری )بدون شک پتانسیل خلق شیوه های دیگری رانیز دارد ، همانطور که کمپین را از طریق چهره به چهره خلق کرد .
طی بیش ازیکسال درگیری با سانترالیسمی انباشته از نفاق، ودرک دردناک ساختار کاملا نابرابر آن درمواجهه با تحریمهای پیاپی( ازکنارگذاشتن برخی ازما برای شرکت در کارگاه دوستان تهران گرفته، تا تحریم نشست دو روزه اصفهان ، که می توانست نقطه عطفی برای هماهنگی و انسجام فعالان و یافتن پاسخهای جمعی برای پرسشهای بسیارباشد) تنگ گرفتنهای عجیب برای حوزه عمل ، علیرغم تعدیلهایی که شد(مثلا زدن وبلاگ ما درسایت تغییر برای برابری) برای ما درسهای بسیاری به ارمغان آورد. ماشاید اولین قربانیان سانترالیسمی بودیم که دائما ازشیب تند ساختار هرمی اش پرت می شدیم .
باری خلق حصارهایی برای کمپین، بخصوص درزمینه نقش موثرفعالان در جهت دادن به کمپین وانکار آن و سوق دادن ضمنی کمپین به سمت انحصارطلبی از طریق نشان دادن دلسوزیهای بیشتربه بهانه حفظ اصول واصولگرایی و درنهایت درکوزه کردنش به بهانه حفظ آن از آسیبها، همه وهمه راه را برای فعالان تاریک و تار نموده است.
انتقادعمده
درحالیکه انتظار می رفت جریان انتخابات فرصت بزرگی برای طرح بیشتر یکی از درخواستهای مشخص کمپین تحت عنوان تغییر تلقی موجود ازواژه « رجل سیاسی » باشد ، این فرصت ، خواب کمپین را برنیاشفت و از آن برای بدست گرفتن ابتکار عمل با توجه به پتانسیلی که داشت ، هرگزاستفاده نکرد. این « خواب عمل » نتیجه اشکالات بسیاریست درهمان ساختار ی که دوستان پیوسته انکارش می کنند و هوشیاری خودرابرای اثبات « بی ساختاری » جریانی گذاشته اند که دربزنگاههایی چون انتخابات ، صف بندی دربرابر دشمن مشترک (قوانین تبعیض آمیز )را تبدیل به صف بندی دربرابر دوستان(وسایر فعالان ) می کنند و به تقلیل عملکرد دیگران در ابعاد توبیخ وتحریم حرکتهایشان می پردازند.
دراینجا عین نوشته خانم اردلان را می آورم تا دو نکته را مطرح سازم : اول کمپین بخواب رفته درصف آرایی های درونی و ساختار پراشکالی که جریاناتی درآن، مجال نقدش را نمی دهند . دوم کم کاری « ما»یی که خانم اردلان از آن نام می برد. مایی که گستردگی اش هم شامل ایشان وهم شامل بنده و هر عضوی که خبردارد از یکی از موارد خواهان تغییر کمپین ، یکی هم تغییرتعریف موجود از« واژه رجل سیاسی » ست.
« ... اگر ابتدا به اولویت بندی و مرحله بندی کمپین در فازهای جمع آوری امضا و سپس ارائه طرح و لایحه به مجلس و ... قائل بودیم در روند کار فهمیده ایم که اولویت بندی فقط آنگاه هدف می شود که مسیر ما خطی و ایستا و به ویژه از بالا به پایین و غیرمشارکتی باشد نه در حرکتی افقی و پویا و سیال که کميت کنش گران و چگونگی کار آنها روز به روز امکان تغییر دارند.»
انحصاراندیشه ، انحصار عمل
خانم اردلان در مقاله اش می گوید : « ... می بینیم که برخی از فعالان کمپین در اصفهان خود را زیر عنوان «گروه تغییر برای برابری دراصفهان » نام گذاری می کنند تا زیر نام گروه، هم عضو همگرایی شوندو هم برای بازداشتی های کمپین در روزکارگر بیانیه صادر کنند.» حرف ایشان پیرو تکرار مکرر ایده حصارگروهها درکمپین است . اولا ما مدتهاست زیر این عنوان از سوی بخشی ازدوستان مرکزنادیده گرفته شدیم ، وقتی عده مشخصی(نمی گویم جریان مشخصی) به مثابه کل کمپین تعین کننده ارادت دیگران ( گروهها )به کمپین شدند ، وقتی شهرها یک جریان فرعی محسوب شدندو تنها وقتی به حساب آمدند که به عنوان یک جریان خاطی( زیر نام گروه تغییر برای برابری اصفهان خودرا نام گذاری کرده و به همگرایی بپیوندند) بله ، تنها اینجا دیده شدیم ، زیر نام گروه تغییر برا ی برابر ی دراصفهان رفتن مارا دیده اند، وقتی دیدگاه ما، «هرکه با ما نیست برماست» باشد . متاسفانه مدتهاست که ما دراصفهان بااین انحصار طلبی این عده روبروبوده ایم .
دوما باید این پرسش را مطرح کرد که آیا ما قادریم برای دیگران ولو اینکه کمپینی باشند یا نباشند تعیین کنیم که زیر چه عنوانی، چه بکنند ؟؟ ویا اصلا بگوئیم چرا زیر این عنوان رفته اند ؟ و سپس خودمان برایش نیت تعیین کنیم که چون میخواسته اند به همگرایی بپیوندند زیر این عنوان رفته اند . حال آنکه زیر نام گروه فعالان کمپین بودن هم جرم است ، من واقعا نمی دانم ، پس راه آسیب نرساندن به کمپین مورد نظر ایشان چیست . چرا متولیانه نمی پرسند اصلا چرا به همگرایی پیوستید ، چنانکه با این نوع طرح موضوع همین را هم گفته اند : «برخی از فعالان کمپین در اصفهان خود را زیر عنوان «گروه تغییر برای برابری دراصفهان » نام گذاری می کنند تا زیر نام گروه، عضو همگرایی شوند». چنانکه گفتم ، ایشان می بایست انتقاداتشان را از همگرایی می گفتند تا حداقل جایگاه ویژه شان کمتر از سوی دیگران زیر سوال می رفت.
ازسویی ایشان صدور بیانیه را نیز درانحصار بخش خاصی میدانند(انحصار عمل) . سانترالیسم به مد د انحصار طلبی پنهان شده ، با همه توان بر تصرفاتش چنگ می اندازدو خود را آشکار میکند . فراروی خانم اردلان درتعین تکلیف برای چگونگی بیانیه ( آوردن نام تنظیم کنندگان درزیر بیاینه یا نیاوردنش ) به بهانه اینکه تاکنون آنجوری بوده و حالا آنجورنیست، درتضاد آشکاری با حرفهای ایشان است که اصرار دارند کمپین متولی ندارد. چگونه می توان برای تنظیم بیانیه ساختار تعین کرد ؟ و تایید شماهارا خواست اساسا چه فرقیست میان « عده ای کمپینی » با عده ای دیگر با نام گروه تغییر برای برابری اصفهان یا بی نام آن ؟ و مگر این شکافی که ایشان به جد برای کندنش میان فعالان کمر همت بسته اند پیرو حفظ کدام اصل کمپین است که متولیان محترم برایش تلاش می کنند ؟ ؟
کمپین همسو با ائتلاف
اعتقاد گروههای فعال در شهرها و کشورهایی که به ائتلاف زنان پیوسته اند
اگر ماهیت کمپین فارغ از روش مشخص آن به عنوان یک «کمپین» (یعنی جمع آوری امضا به روش چهره به چهره) تغییر قوانین تبعیض آمیز بوده است ، هر حرکتی دراین راستاقابل ارج وپیگیریست . اساسا جاذبه این کمپین درمیان مردم و فعالانش، دروهله اول برابرخواهی و حرکت بسوی تغییر قوانین تبعیض آمیز بوده است (همانطور که خانم اردلان نیزگفته اند) از دید ما (فعالان تغییر برای برابری دراصفهان ) بعنوان گروهی که حاملان کمپین دراصفهانیم، کمپین یک جریان است و فاقد هویت حزبی . جریانی که قادر است افراد را به نیت پیشبرد هدف (تغییر قوانین تبعیض آمیز) ، با خود همراه سازد، بی آنکه برایشان تعیین تکلیف کند . همه تکلیفی که کمپین برای همراهان خود تعین می کند رای دادن به تغییر قواینن تبعیض آمیز از طریق امضای بیانیه ای باهمین مضمون است . در جای جای هویت کمپین، این هدف ارجمند، یعنی تغییر قوانین تبعیض آمیزمنجر به پیوستن افراد به آن می شودو اقبال کمپین درمیان همه نیز همین هدفش بوده است .
ازنظر ما به عنوان حاملان کمپین نیل به هدف ، با توسل به خرد جمعی، ائتلاف گروههای مختلف زنان، استفاده از فرصت و گامی مثبت درجهت رسیدن به اهدافمان که همانا تغییر قوانین تبعیض آمیز است می باشد و نه تنها نافی و تضعیف کننده کمپین نیست ، به نوعی بیان همان درخواستهاست با شیوه هایی دیگرو نه تنها درمقابل آن نیست همسو باآن نیز هست(از نظر ما ) . نمی توان میان جنبشها ی همسو دیوار کشید خطوط جدا کننده هریک کاملا ازدید فعالین مشخص است . درحالیکه کمپین خودش گویای پویایی ، مدت داربودن وشیوه خاص خود هست همگرایی زنان نیز تعریف خاص خودرا از عمل و زمان انجام ، بسیار روشن بیان کرده. درجریان انتخابات کمپین به جریان خود ادامه میدهد چنانکه همگرایی نیزاز نظر پدیدآورندگانش شکار فرصت است برای درخواستهایی که نمی توان برایشان به بهانه تفاوت درشیوه ها خط کشی کرد.
کارگاه کنوانسیون «رفع هرگونه تبعیض علیه زنان » دراصفهان
روزگذشته فعالین حقوق زن دراصفهان شاهد برگزاری اولین کارگاه شرح کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان »درشهرخود بودند .
پنجشنبه 31 ارديبهشت ماه، اولین کارگاه کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان دراصفهان، بمنظورآگاه سازی وایجاد توانایی توضیح مفاد کنوانسیون برگزارشد.
این کارگاه درشهراصفهان درحالی برگزار می شود که یکی از درخواستهای عمده زنان درجریان انتخابات ریاست جمهوری ازکاندیداها، پیوستن ایران به این کنوانسیون جهانی بوده است . گروههای مختلف زنان طی ائتلافی تحت عنوان «همگرایی زنان برای طرح مطالباتشان درانتخابات ریاست جمهوری» پیوستن ایران به کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان را خواستار شده اند. آنان همچنین خواستار تغییر موادی از قانون اساسی (مواد 19، 20، 21و 115 )از رئیس جمهور آینده وتوجه ویژه به مسائل ومشکلات زنان شدند. به همین منظورداوطلبانی از این ائتلاف برای توضیح مفاد کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان به شهرهای مختلف ایران سفرکرده و با برگزاری این کارگاهها زنان ومردان را از مفاد این کنوانسیون آگاه می سازند .
این کارگاه دراصفهان توسط خانمها مینا ربیعی و معصومه وطنی دوتن از اعضای همگرایی زنان و با حضور خانم دکتر شهلا لاهیجی مدیر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان ویکی از اعضای ائتلاف زنان برگزارگردید . دراین کارگاه به شیوه ای نو، شرکت کنندگان باموارد بیشمارتبعیض موجود علیه زنان آشنا شده و مفاد کنوانسیون راآموختند. درپایان این کارگاه شرکت کنندگان که بیش از دوازده تن از فعالین زنان و دانشجویان از شهراصفهان وهمچنین دانشجویانی از استان چهارمحال و بختیاری بودند به بحث و گفتگوپیرامون مطالبات زنان از کاندیداهای دهمین دوره ریاست جمهوری ایران پرداختند .
اعلام حمایت بیش از دویست نفر از فعالان برای آزادی اعضای کمپین یک میلیون امضا که درجریان بزرگداشت روز جهانی کارگر بازداشت شدند
درپی بازداشت تعدادی از فعالین کمپین یک میلیون امضا درجریان بزرگداشت روزجهانی کارگرودرحالیکه یک هفته ازاین بازداشتهای غیر قانونی می گذشت و تلاش های خانواده های آنان بی نتیجه مانده بود، گروه تغییر برای برابری در اصفهان تصمیم گرفت برای آزادی یاران دربند بیانیه اعتراضی صادرکرده و گوشه فعالی را به منظور ایجاد بخشی از فشاربرحاکمیت ایجاد کند ، بخشی از فشار که می توانست از سوی جمعی مشخص و براساس خواستی مشخص متمرکز باشد(جمعی که خودرا فعالان کمپین یک میلیون امضا می دانند) . جمع مشخصی که قادراست ضمن احترام به عمل ازادانه اعضایش برای حضور درحرکتهای هر جنبش مدنی دیگربطور مستقل درخواست خود را (همچون آزادی بی قید و شرط اعضایش )مطرح سازد بی آنکه بیم تصلب به چپ یا راست را داشته باشد و البته بی آنکه از حضورافراد متحدش درهرجنبشی نگران .
علی رغم انتقاد تعدادی از دوستان کمپینی که مایل بودند ما به عنوان «جمعی از کمپین» دربیانیه مان ، آزادی همه دستگیر شدگان چه کمپینی وچه فعالین کارگری رادرخواست کرده باشیم و البته امضای خودرا مشروط به تغییر بیانیه کردند ، گرچه خواستار آزادی بدون قید و شرط تمامی بازداشت شدگان هستیم اما خواستیم اقدام مشخص مان در جهت اعلام حمایت از اعضای در بند کمپین یک میلیون امضا باشد وضمن ذکر آرزوی قلبی مان برای آزادی همه دستگیر شدگان دراین روز، چه فعالین کارگری وچه اعضای کمپین ، بیانیه زیر را تنظیم ومنتشر ساختیم .
بیانیه و اسامی امضا کنندگان
گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام
با رویش ناگزیر جوانه ها چه می کنید؟
نزديك به یک هفته از بازداشت غیر قانونی و تفتیش منازل جلوه جواهری، نیکزاد زنگنه، کاوه مظفری، امیر یعقوبعلی، پوریاپوشتاره، طاها ولی زاده، از فعالان کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز علیه زنان درجریان برگزاری مراسم روز جهانی کارگر می گذرد . این مراسم که براساس فراخوانی از طرف کمیته برگزاری مراسم اول ماه مه منتشر شده بود ، پیش از برگزاری به خشونت کشیده شد. دراین میان دوستان کنشگر کمپین یک میلیون امضا نیز بطور غیر قانونی دستگیر ومنازل آنها مورد تفتیش قرارگرفته و روانه زندان شدند .
ممنوع الملاقات شدن بازداشتی ها و قرار وثیقه های سنگین و بی نتیجه ماندن پیگیری های خانواده های دستگیر شدگان از یک سو و صدور حکم جزای نقدی برای فعال دیگر کمپین ، نفیسه آزاد ، جز تنگ نمودن عرصه برفعالان جنبش های مدنی ،بخصوص فعالان کمپین یک میلیون امضاء ، هدف دیگری را دنبال نمی کند .
بنابراین ما امضا کنندگان این بیانیه ضمن اعلام نگرانی نسبت به وضعیت این دوستان، خواستار پايان دادن به بازداشت غیر قانونی و آزادی هر چه سریعتر کلیه بازداشت شدگان هستیم.
اسامی امضا کنندگان بیانیه :
آرش نصیری اقبالی/آرارات راتوسيان/ آرزو اقبالی / آرزو حسینی/ آزاده خسروشاهی/ آذرخش صادق زاده/ آسیه امینی/آناهید آذرم/ آیت کتولی/ آیدا قجر /آینا قطبی یعقوبی/ آمنه نصر رمزی/آینده آزاد/آهو سالم/داریوش ابوالفضل اردوخانی/ احمد باطبی/ احمد نجاتی/ احترام شادفر/ اختر قاسمی/ افسانه گودرزی/ افشین نیازی / اکرم خیر خواه/ الهام قیطانچی/ الهه شریف پور / الناز بابایی/ الناز براتی /الی رحیمی/ اکبر سمانی پور/ اکبر عطری/ امید کوهی/ امیر حسین گنج بخش/امیر رضا اردلان/ امین علم الهدی/ باوند بهپور/ بابونه نادری //بهار آزرم / بهزاد کریمی/ بهروز خدایی/ بهمن احمدی امویی/ بهنام محمدی/ بیتا/ پریسا احمدیان/ پریسا انصاری / پرویز شوکت/ پرتو نوری علا/ پروین اشرفی/ پویاعزیزی/ پیام مفیدی/ پرستو اللهیاری/ توران همتی/ تارا نیازی/ تارا عظیما/ جعفر حسین زاده/ جهان عصمتی/حمیده وطنی/حمیده نظامی/حسین روحانیون/ حسین موسوی کوشکی /حسین علوی /حامد صادقی صفت/ حسن نایب هاشمی/ خورشید عابدین/ خدیجه مقدم/ دیاکو مرادی علی آبادی/ داریوش مرادی/ راحله حسینی/ روبان تبریزی/ رزا حسامی/ رضا بی شتاب/ رضا کاویانی/ رضا رازی/ رضا سیاوشی/ رضا کریمی / رضا شجاعیان/ رضوان مقدم/ روجا بندری/ رودابه امیدیان / رویا صحرایی/رویا زینل/ رویا کاشفی/ زارا امجدیان/ زهرا شاهرخی/ زهرا بی شتاب/زهرا حلمی پور/ زهره رحمانیان/ زویا اسکندریان/ ژیلا بنی یعقوب/ سخرمفخم/سیامک فرید/ سمانه عصری/ سهیلا شفقی/ سید امیر خرم/ سمانه عابدینی/ سهیل آصفی/ سامان رسول پور/ سودابه فرخ نیا/ سحر سجادی/ سمانه موسوی/ ستاره هاشمی/ سعید شروینی/ سهراب بهداد/ سارا کریمی /سارا صباغیان/ سحر صنیعی /سارا زارع/ سامان شاه محمدی/ ساناز محسن پور/سعیده صدیقی/سعیده عبدی/شادی صدر/ شرین اسفندارمذ/ شقایق کمالی/شقایق حیدری/ شیوا بدیهی نژاد/ شیوا نجو/ شهین محمودی/ شیرین فامیلی/ شهره محولاتی/ شهاب الدین شیخی/شهلا فروزانفر/ صدیقه مقدم/ طلعت تقی نیا/عالیه مطلب زاده/ عسل اخوان/ عفت ماهباز / عطیه وحید منش/ علی افشاری/ علی صمد/ علی قاسمی/ علی کلایی/ علی مالک زاده/غزال محسن پور /فاطمه بهادری/ فاطمه فرهنگ خواه /فتانه عبدالحسینی /فخری نامی/ فرزانه طاهری/ فرزانه ایل بیگی/ فروغ سمیع نیا / فرناز کمالی/ فرناز سیفی/ فرهاد فرجاد/ فرهاد شرفی/ فرهاد نمنی/ فرخنده جبارزادگان/فریبا داوودی مهاجر/ فهمیه خضر حیدری /فرشته قاضی /فهیمه فرسایی/کاظم علمداری/ کاوه رضایی/ کریم پور حمزاوی/ کمپین نروژ/ کوکب بهداروند/ کیانوش سنجری/ گیتی سلامی/گیتی خیرخواه/ لیلا صحت /محسن رويت وند/مسعود امیر خلیلی/ مسعود بهنود/ ملیون ایران/ مازیار خسروی/ معصومه لقمانی/ مرضیه بخشی زاده/مهسا خیراللهی/ مهشید طباطبایی/ مریم اقبالی/ معصومه ضیا/ مرجان نمازی/ مهرداد مشایخی/ مهشید طباطبایی/ محمد صابر/ محمد مهدی حبیبی/ مریم افشاری/ مریم مجد/ مریم مالک/ مریم خدارحمی/ مریم یوسفی/ مریم ستاوات/مریم عرب عامری/ مریم بهشتی/ محمد غزنویان/ محبوبه کرمی/ محبوبه عباسقلی زاده/ محسن مالجو/ مهشید جوانمرد/محسن رویاتوند/ محمد مصطفایی/ مهران براتی/ مهرداد فتاپور/ مهرداد درویش پور/ محمد برزنج/ محسن سازگارا / منصوره شجاعی/ مهدی تاجیک/میترا آناهید/ مینا جعفری/ مینو کیامان/ ناهید خیرابی/ ناهید کشاورز/ نجمه زارع/ نریمان زمانی/ نیلوفر مهدیان/ نورا حسینی/ نوید محبی/ نیره توحیدی/ نوشین احمدی خراسانی/ نینا وباب / وجیهه مقدم/ هایده مغیثی/ هانا دارابی/همایون مهمنش/ یاور خسرو شاهی/ یاسمن نیلفروشان/
بیانیه اعتراض به بازداشت جمعی از فعالان کمپین یک میلیون امضا ، درمراسم روز جهانی کارگر
گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام
با رویش ناگزیر جوانه ها چه می کنید؟
نزديك به یک هفته از بازداشت غیر قانونی و تفتیش منازل جلوه جواهری، نیکزاد زنگنه، کاوه مظفری، امیر یعقوبعلی، پوریاپوشتاره، طاها ولی زاده، از فعالان کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز علیه زنان درجریان برگزاری مراسم روز جهانی کارگر می گذرد . این مراسم که براساس فراخوانی از طرف کمیته برگزاری مراسم اول ماه مه منتشر شده بود ، پیش از برگزاری به خشونت کشیده شد. دراین میان دوستان کنشگر کمپین یک میلیون امضا نیز بطور غیر قانونی دستگیر ومنازل آنها مورد تفتیش قرارگرفته و روانه زندان شدند .
ممنوع الملاقات شدن بازداشتی ها و قرار وثیقه های سنگین و بی نتیجه ماندن پیگیری های خانواده های دستگیر شدگان از یک سو و صدور حکم جزای نقدی برای فعال دیگر کمپین ، نفیسه آزاد ، جز تنگ نمودن عرصه برفعالان جنبش های مدنی ،بخصوص فعالان کمپین یک میلیون امضاء ، هدف دیگری را دنبال نمی کند .
بنابراین ما امضا کنندگان این بیانیه ضمن اعلام نگرانی نسبت به وضعیت این دوستان، خواستار پايان دادن به بازداشت غیر قانونی و آزادی هر چه سریعتر کلیه بازداشت شدگان هستیم.
ازهمه دوستان خواهشمندیم ضمن اعلام همبستگی نسبت به این بیانیه ، امضای خود را تا پایان روزدوشنبه 21اردیبهشت ماه به ایمیل زیر ارسال نمایند :
با تشکر
گروه تغییر برای برابری دراصفهان|
|